السيد الطباطبائي
128
قرآن در اسلام ( طبع جديد ) ( فارسى )
به دست آورد . اين سخن را در علوم ادبيه عربى نيز مىتوان مطرح ساخت ، زيرا امثال علم صرف و نحو و معانى و بيان و بديع و لغت و فن فقه لغت و اشتقاق اگرچه مورد بحث آنها مطلق كلام عربى است لكن بىترديد آنچه مردم را وادار به تتبع و ضبط و تنقيح اصول و قوانين اين علوم نمود همان شاهكار خدايى بود كه مردم را مجذوب بيان شيرين و شيوا و اسلوب زيباى خود ساخته بود و مردم براى روشن شدن از بناى كلمات و تركيب جمل و معانى الفاظ و فصاحت و بلاغت بيانات و صنعتهاى لفظى ظريف آن نيازمند شدند كه قوانين كلى آنها را با اشتباه و نظايرى كه در لغت عرب داشتند به دست آوردند و به كمك آنها از كنجكاوى خود نتيجه گيرند و بدينترتيب علمهاى صرف و نحو و لغت و فنون سهگانه بلاغت تنقيح و تنظيم شد . منقول است كه ابنعباس كه از مفسرين صحابه بود معانى آيات را از راه استشهاد به اشعار عرب بيان مىكرد و به جمعآورى و حفظ اشعار عرب توصيه مىنمود و مىگفت : « الشعر ديوانالعرب » و با چنين عنايتهايى نثر و شعر عرب ضبط شد تا به جايى رسيد كه دانشمند شيعى معروف خليلبن احمد بصرى در لغت كتاب العين را نوشته و علم عروض را براى شناختن اوزان اشعار وضع نمود و ديگران نيز در اين دو فن تأليفاتى كردند و فن تاريخ نيز در اسلام از فن حديث مشتق شده و در آغاز از قصص انبياء و امم و از سيرت پيغمبر اكرم صلى الله عليه و آله شروع شده و پس از آن تاريخ صدر اسلام به آن اضافه شده بعد به صورت تاريخ عالم در آمد و مورخينى مانند طبرى و مسعودى و يعقوبى و واقدى كتابهايى نوشتند . و به جرئت مىتوان گفت كه عامل اصلى اشتغال مسلمانان به علوم عقلى از طبيعيات و رياضيات و غير آنها به صورت نقل و ترجمه در آغاز كار و به نحو استقلال و ابتكار در سرانجام همان انگيزهء فرهنگى بود كه قرآن مجيد در نفوس مسلمانان فراهم كرده بود .